| تاریخ
اندیشه سیاسی در غرب
تاریخ اندیشه سیاسی در غرب از سقراط تا ماکیاولی |
|
| دسته بندی | علوم سیاسی |
| فرمت فایل | |
| حجم فایل | 2403 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 226 |
تاریخ اندیشه سیاسی در غرب از سقراط تا ماکیاولی نوشته کمال پولادی
هدف از پایاننامه کارشناسی ارشد رشته روابط بینالملل بررسی جایگاه ایران در روند منطقه گرایی خاورمیانه می باشد
| تعداد صفحات | 221 |
| حجم | 0 کیلوبایت |
| فرمت فایل اصلی | doc |
| دسته بندی | علوم سیاسی |
در دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد رشته حقوق به بررسی فقهی و حقوقی غرر در معامله در ایران و کنوانسیون بیع بین المللی می پردازیم
| تعداد صفحات | 280 |
| حجم | 0 کیلوبایت |
| فرمت فایل اصلی | doc |
| دسته بندی | فقه،حقوق،الهیات |
| تاریخ
اندیشه سیاسی در غرب
تاریخ اندیشه سیاسی در غرب از سقراط تا ماکیاولی |
|
| دسته بندی | علوم سیاسی |
| فرمت فایل | |
| حجم فایل | 2403 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 226 |
تاریخ اندیشه سیاسی در غرب از سقراط تا ماکیاولی نوشته کمال پولادی
| پاورپوینت
اندیشه اسلامی در قرآن
دانلود پاورپوینت اندیشه اسلامی در قرآن بررسی اندیشه اسلامی در قرآن پاورپوینت جامع و کامل اندیشه اسلامی در قرآن کاملترین پاورپوینت اندیشه اسلامی در قرآن پکیج پاورپوینت اندیشه اسلامی در قرآن مقاله اندیشه اسلامی در قرآن تحقیق اندیشه اسلامی در قرآن |
|
| دسته بندی | پاورپوینت |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 1090 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 30 |
نوع فایل: پاورپوینت (قابل ویرایش)
قسمتی از متن پاورپوینت :
تعداد اسلاید : 30 صفحه
Free Powerpoint Templates اندیشة اسلامی در قرآن Free Powerpoint Templates بخش
نخست: ایمان آل عمران: 136-130 ... واتّقوا اللهَ لعلّکم تفلحون * واتّقوا النّارَ
التی أُعدّت للکافرین * و أطیعوا اللهَ و الرسولَ لعلّکم تُرحمون * و سارعوا إلی
مغفرة من ربّکم و جنّة عرضُها السماواتُ و الأرضُ أُعدّت للمتقین * ألذین ینفقون فی
السرّاءِ و الضرّاء و الکاظمین الغیظَ و العافین عن الناس و اللهُ یحبّ المحسنین *
و الذین إذا فعلوا فاحشةً أو ظلموا أنفسَهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبِهم و من
یغفر الذنوب إلا الله و لم یصرّوا علی ما فعلوا و هم یعلمون * أولئک جزاؤهم مغفرةٌ
من ربِّهم و جنّاتٌ تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها و نعم أجر العاملین *
واتّقوا اللهَ لعلّکم تفلحون تقوا؛ نافی رهبانیت
و رهبانیّة ابتدعوها ما کتبناها
علیهم (حدید: 27)
عالِم اسلامی؛ دستگیر غریق
صاحبدلی به مدرسه آمد ز
خانقاه بشکست عهد صحبت اهل طریق را
گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود تا اختیار
کردی از آن، این فریق را
گفت آن گلیم خویش به در می برد ز موج و این جهد می کند
که بگیرد غریق را
تقوا؛ تجیز لازم برای ورود به منطقة گناه برای
دستگیری آلودگان
اگر تقوا بود، موفقیت و رستگاری هم خواهد بود (تفلحون) مسلمان
بودن و مسئول بودن لازم و ملزوم هم واتّقوا اللهَ لعلّکم تفلحون و اتقوا النار التی
أعدّت للکافرین واتقوا الله: حرمت خدا را نگه دارید!
تحصیل تقوا دشوار است و
نباید به رستگاری خود مطمئن شد. نفس مسوله و اماره در کمین، آینده مبهم و ناقد بصیر
است (لعلّکم تفلحون).
اگر حرمت خدا را نگه نمی دارید، دست کم از آتش دوزخ
بپرهیزید و یک سری حریم ها را نگه دارید! (واتقوا النار)
آتش دوزخ:
-
الآن موجود است؛
- با حساب و شماره جمع شده است (أعدّت)؛
- در اصل برای
کافران آماده شده است.
وأطیعوا الله و الرسول لعلّکم تُرحمون اطاعت از
خدا بدون اطاعت از رسول ممکن نیست و گر نه مدعی زیاد است.
و قالت الیهود و
النصاری نحن أبناءُ الله (مائده: 18)
رحم خدا:
- در پندار عامیانه: پس
از نافرمانی خدا
- در لسان قرآن: پس از اطلاعت خدا
فلا و ربِّک لا یؤمنون
حتی یُحکّموک فیما شجر بینهم ثمّ لا یجدوا فی أنفسهم حرجاً ممّا قَضیتَ و یسلّموا
تسلیماً (نساء: 65)
اطاعت خدا: انجام تکالیف الهی و حمل حجت های الهی بر دوش
وسارعوا إلی مغفرة من ربّکم و جنة عرضها السماوات و الأرض أعدّت للمتقین غفران:
التیام بخشی و پر کردن خلأ.
- گناه زخمی است بر پیکرة روح که باید التیام
یابد تا متعالی شود.
- توبه جبران است: لِمن تاب و آمن و عمل صالحاً ثمّ
اهتدی
- جبران عقب افتادگی در مسیر تعالی، سرعت می خواهد
(سارعوا).
بهشت از آن متقین است.
ألذین ینفقون فی السرّاءِ و
الضرّاء و الکاظمین الغیظَ و العافین عن الناس و اللهُ یحبّ المحسنین انفاق: خرج
کردن برای پر کردن نیازی راستین.
قل هل ننبّئکم بالأخسرین أعمالاً ألذین ضلّ
سعیهم فی الحیاة الدنیا و هم یحسبون أنّهم یحسنون صُنعاً (کهف: 103 و
104)
انفاق کار انسان های باهوش نیازشناس است.
انفاق در همه حال؛ خوشی و
ناخوشی.
کظم غیظ: فرو بردن خشم نابجا برای تقدم عقل بر احساس.
أشدّاء علی
الکفّار (فتح: 29)
والعافین عن الناس: درگذرندگان از لغزش های مردم
و
الذین إذا فعلوا فاحشةً أو ظلموا أنفسَهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبِهم و من یغفر
الذنوب إلا الله و لم یصرّوا علی ما فعلوا و هم یعلمون متقین در وادی غفلت دیر
نپایند.
إن الذین اتّقَوا إذا مسّهم طائفٌ من الشیطان تذکّروا (اعراف:
201)
یاد (ذکر) خدا ریسمانی است برای نجات از دشمنان هوشیاری (شیاطین)
ما.
نباید تلاش از پروندة ما حذف شود.
متقی بر خطای خود اصرار
ندارد.
صاحبان ملکة تقوا: اهل کظم غیظ، عفو و احسان
سایر متقین: اگر
غفلت کردند، در آن وادی توقف ندارند.
انفال: 4-1 یسئلونک عن الأنفال
قل الأنفال لله و الرسول فاتقوا الله و أصلحوا ذات بینکم و أطیعوا الله و رسوله إن
کنتم مؤمنین * إنما المؤمنون الذین إذا ذکر الله وجلت قلوبهم و إذا تلیت علیهم
آیاتُه زادتهم إیماناً و علی ربّهم یتوکلون * ألذین یقیمون الصلاة و مما رزقناهم
ینفقون * أولئک هم المؤمنون حقاً لهم درجات عند ربهم و مغفرة و رزق کریم* یسئلونک
عن الأنفال قل الأنفال لله و الرسول فاتقوا الله و أصلحوا ذات بینکم
توجه: متن بالا فقط قسمت کوچکی از محتوای فایل پاورپوینت بوده و بدون ظاهر گرافیکی می باشد و پس از دانلود، فایل کامل آنرا با تمامی اسلایدهای آن دریافت می کنید.
| تحقیق
درباره ماهیت تصویر و اندیشه
فایل تحقیق درباره ماهیت تصویر و اندیشه در قالب word در 54 صفحه |
|
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 31 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 54 |
توضیحات :
فایل تحقیق درباره ماهیت تصویر و اندیشه در قالب word در 54 صفحه.
بخشی از متن :
وینگشتاین بعد از بیان اصول و مبادی هستی شناسی به طرح ماهیت اندیشه و تصویر و از آن پس به طرح ماهیت زبان می پردازد این انتقال از طریق این ایدهی معروف ویتگنشتاین صورت می گیرد که اندیشه ها و گزاره ها تصاویر واقعیت هستند.
وینگشتاین قبل از اینکه وارد مبحث ماهیت اندیشه و زبان شود به طور مختصر در ابتدا دربارهی ماهیت تصویر سخن می گوید ما از طریق یک تصویر می توانیم واقعیت را بازنمایی کنیم «تصویر نمایانگر وضع در فضای منطقی … است . تصویر مدل واقعیت به شمار می آید» (رساله 2/2 ، 11/2) هر تصویری از عناصر و اجزایی ترکیب شده است که مقوم تصویر می باشند هر یک از این اجزاء و عناصر، ابژه ای در عالم واقعیت را بازنمایی می کنند، ترکیبی از این تصویر، ترکیبی از ابژه ها را در یک وضعیت امر بازنمایی می کند. همانطور که میان ابژه های واقعیت ترتیب و رابطه ای وجود دارد، همین رابطه نیز میان عناصر تصویر که معرف این ابژه ها می باشند نیز وجود دارد. ویتگنشتاین همانطور که روابط میان ابژه های واقعیت را صورت منطقی واقعیت تلقی می کند، روابط میان عناصر تصویر را نیز «ساختار تصویر» می نماید. ساختار منطقی تصویر، خواه در اندیشه یا در زبان، همشکل و همریخت ساختار منطقی حالت امور واقعی است که بازنمایی می کند (مقالهی اینترنت «لودویگ ویتگنشتاین» از دایره المعارف اینترنت) لذا یک نوع اشتراک میان تصویر و واقع در صورت منطقی شان وجود دارد، در صورتی که این اشتراک در میان نباشد در آن صورت تصویر نمی تواند واقع را بازنمایی کند، زیرا «در تصویر و چند تصویر شده، بایستی وجه مشترکی در میان باشد تا اولی تصویر دومی گردد.» ( رساله 161/2) رابطهی تصویریی که میان تصویر و چند تصویر شده تحقق می یابد ناشی از همین اشتراک در صورت و هم آرایی و تطابق عناصر آنهاست و همین هم آرائی است که این امکان را به تصویر می دهد تا تصویر کنندهی واقعیت باشد (رساله 1515/2 و 1514/2)
ویتگنشتاین از آنجایی که ساختار و ترکیب نمایش یک تصویر را شکل و صورت منطقی می نامد، به همین علت نیز مقصر است. هر آنچه که یک تصویر است، یک تصویر منطقی نیز می باشد، در حالی که هر تصویری به عنوان مثال نمی تواند فضایی باشد (رساله 182/2).
اما این صورت منطقی تصویر به وسیلهی خود تصویر نمی تواند منعکس شود و صرفاً هر تصویری می تواند دال بر آن باشد، ویتگنشتاین معنای یک تصویر را «آنچه را که یک تصویر مجسم می دارد» تعریف می کند (رساله 221/2) و معنای آن را متمایز از صدق و کذب آن می داند می گوید «آنچه را که تصویر مجسم می کند، آن را مستقل از درست یا نادرست بودنش و بر مبنای شکل نمایش آن مجسم می نماید» (رساله 22/2) و معتقد است، درستی و نادرستی تصویر نیز به واسطهی سازگاری یاناسازگاری مضمون تصویر با واقعیت تعیین می شود (رساله 222/2) یعنی باید آن را با واقعیت مقایسه کرد تا درستی یا نادرستی آن را تعیین کنیم، بدین ترتیب تعیین پیش بینی درستی یا نادرستی تصویر را رد می کند و می گوید «تصویر به تنهایی نمی تواند معرف درستی یا نادرستی خود باشد» (224/2)
وینگشتاین تمایز میان معنا و صدق و کذب گذاره را نیز در رساله مطرح می کند زیرا طبق نظریهی تصویری اش گذاره نیز تصویر واقعیت می باشد و معتقد است که هر گزارهی قبل از تعیین صدق و کذب آن باید معنایی داشته باشد یعنی در تقسیم اولیه ابتدا گزاره را به معنادار و بی معنا تقسیم می کند و بعد صدق و کذب آنها را مطرح می کند.
وینگشتاین بعد از اینکه مطالب مربوط به تصویر را مطرح کرد به بیان ماهیت اندیشه می پردازد، این ماهیت اندیشه را در اصل سوم رساله ذکر می کند که معرف نحوهی گذر فلسفهی وینگشتاین از هستی شناسی به معرفت شناسی است و در آن به بیان چگونگی ارتباط و پیوند میان جهان و اندیشهی معطوف به جهان می پردازد او در این اصل اندیشه را «تصویر منطقی واقعیتها» معرفی می کند به عبارت دیگر «یک اندیشه ، فقط وقتی اندیشه است که ساختار منطقی یک گزاره یا تصویر را داشته باشد» (هاوارد ماونس در آمدی بر رسالهی منطقی – فلسفی ، ص 159) وینگشتاین اندیشه را به این دلیل تصویر عالم می داند که اندیشه «امکان وضعی که اندیشه از آن برخاسته است…» را بازنمایی می کند لذا تصویر است، اما تصویر منطقی بودنش بدین جهت است که همانطور که در مبحث مربوط به تصویر گفته شد، هر تصویری چون ساختار منطقی اش با ساختار منطقی آنچه که تصویر می کند مشابه و مشترک است لذا تصویر منطقی می باشد، اندیشه نیز که واقعیت را تصویر می کند و ساختار اجزای آن با ساختار اجزای واقعیت مشابه و مشترک است لذا تصویری منطقی می باشد. اما صرفاً تصویر منطقی «آنچه که ممکن است» می باشد زیرا وینگشتاین معتقد است که صرفاً آنچه را که ممکن است می توان به اندیشه در آورد «اندیشه در بردارندهی امکان وضعی است که اندیشه از آن برخاسته است. هر آنچه اندیشیدنی است، ممکن نیز می باشد» (رساله 02/3) اما هر آنچه که غیر منطقی باشد به اندیشه در نمی آید (رساله 03/3) و اشکال این امر را نیز در این می داند که یک امر «غیرمنطقی» قابل گفتن نیست یعنی «ما نمی توانیم بگوئیم که یک جهان«نامنطقی» چگونه است» (رساله 031/3) عدم امکان بیان یک چیز «غیرمنطقی» را با عدم امکان ترسیم یک شکل هندسی بر خلاف قوانین فضا مقایسه می کند و می گوید همانطور که نمی توان شکل هندسی را بر خلاف قوانین فضا ترسیم کرد یک امر خلاف منطق را نیز نمی توان به زبان بیان کرد (رساله 032/3).
وینگشتاین پس از اینکه در اصل شمارهی سه رساله، اندیشه را تصویر منطقی واقعیتها معرفی می کند در اصل شمارهی چهار، اندیشه را به عنوان گذارهی معنی دار تعریف می کند «اندیشیدن» را «نوعی زبان» می داند، «چون اندیشه هم، البته، تصویر منطقی جمله است و لذا در واقع نوعی جمله است » (یادداشتها، صفحه 82) او معتقد است که «در گزاره یک اندیشه از لحاظ حسی ادراک پذیر می گردد.» (رساله 1/3) لذا گزاره چیزی نیست جز همان اندیشه که صورت حسی یافته است در واقع اصل چهارم رساله وسیلهی صورت بندی اندیشه را همان گزارهی معنی دار تلقی می کند ممکن است این عقیدهی وینگشتاین که «اندیشه، جمله ای معنادار است» این گمان را در ما پدید آورد که کلمات یک جمله می توانند اجزای سازندهی یک اندیشه باشند. اما وینگشتاین این عقیده را رد می کند و معتقد است، آنچه اندیشه را تشکیل می دهد، یعنی اجزای اندیشه، اجزایی فیزیکی هستند که «همان نوع نسبتی را با واقعیت دارند که کلمات دارند» اما در عین حال اعتراف می کند که نمی داند این اجزاء چه هستند و وجود این اجزاء را نیز به مانند وجود اعیان بسیط واقعیت به طور پیشینی مطرح می کند و می گوید «من نمی دانم اجزای اندیشه چه هستند،اما می دانم که اندیشه باید چنان اجزایی را داشته باشد که با کلمات زبان مطابق باشند» (یادداشتها، صص 30-129).
و...